به نام یگانه دوست
خواجه عبدالله انصاری : ((الهی ! چون درتو نگرم ازجمله تاجدارنم وتاج برسر، وچون در خودنگرم ، ازجمله خاکسارانم وخاک بر سر.))
اعتقاد به آفریدگار(( بمعنای عام )) وتمایل به پرستش، واحساس نیاز به او ، باتفاق تمام تاریخ دانان ودیرین شناسان ، درکلیه اعصار گذشته ، و دربین همه مردم جهان ، وجود داشته و بحث در مورد مبداء آفرینش در وجود انسان فطری است غیرازسلام سایر ادیان هم مانند نصرانیت ویهودیت ومجوسیت وبودائیها در این باره همعقیده اند حتی کسانیکه منکر وجود صانع میباشند دلیلی بر نفی ندارند وهرگز نخواهند داشت بلکه در حقیقت میگویند دلیل بر وجود صانع نداریم ونمی گویند بر عدمش دلیل داریم .
مرد مادی میگوید : (( نمیدانم)) نمیگوید: ((نیست)) وبعبارت دیگر یکنفر مادی مردد است نه منکر.
درقاره های تازه مانند آمریکا و استرالیا وجزایر قاره قدیم که درقرنهای اخیر کشف شده اهالی بومی خداشناس بوده و با اختلاف سلیقه ها مبدئی برای جهان آفرینش اثبات کرده اند با اینکه تاریخ ارتباط آنان با دنیای قدیم هرگز بدست نیامده است .
<< پلوتارک >> مورخ مشوور می گوید :(( اگر شما به صفحه گیتی نظری بیاندازید بسیاری از محلها واماکن را خواهید یافت که در آنجا نه آبادیست ونه سیاست ، نه علم است ونه صنعت ، نه حرف است ونه دولت ، امایکجا که خدانباشد نمی توان پیداکرد.
(( ولئن سالتهم من خلقهم من خلقهم لیقولن الله )) سوره زخرف آیه ۸۷
(( اگر از آنان بپرسی چه کسی انان را آفریده است ؟ البته خواهند گفت :خدا))
