تبليغاتX
دل شکسته و غمگین عشق


دل شکسته و غمگین عشق

عشق بی وفا

                               دلگیرم از کسی که ........... نماند

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 13:49 توسط عاشق| |


نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 16:1 توسط عاشق| |

ببخش اگه تو قصه مون دورنگ و نامرد نبودم

ببخش که عاشقت بودم و خسته و دلسرد نبودم

نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 15:53 توسط عاشق| |


نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 15:46 توسط عاشق| |

ديشب خدا اروم صدام كرد و گفت خوابي ؟


عشقت تو بغل يكي ديگست تو اروم


خوابيدي ؟


لبخند زدم و گفتم خدا جونم اين همون


مخلوقيه


 كه موقع افريدنش به خودت افرين گفتي


نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391ساعت 15:45 توسط عاشق| |

یکی هست تو قلبم که هر شب واسه اون می نویسم و اون خوابه

نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 1:51 توسط عاشق| |

مــــرا از بـنــد آویــــزان کـنـیــد . . .

ســــر و تـــه ! ! !!

شــایـد فـکــــرش از ســرم بـیـفـتـــد

نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 1:50 توسط عاشق| |

پشیمان نیستم از دل بستن به او..

خدایا

خودت هر کجاهست مراقبش باش....

عاشقانه دوستش دارم و در انتظار با او بودن که محال است.....

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 16:19 توسط عاشق| |

درهمین حوالی کسانی هستند که تا دیروز میگفتند بدون


                                                        تو حتی نفس هم نمی توانم بکشم....


                       وامروز درآغوش دیگری نفس نفس میزنند!!!

نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین 1391ساعت 14:16 توسط عاشق| |

همیشه یکی هست که درد دلت رو بهش بگی ،
وای از اون روزی که خودش بشه "درد" دلت . . .

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت 13:46 توسط عاشق| |

یکی بهم گفت:یه روز بهت خیانت میکنه!

گفتم:میدونم!!!!!

گفت:این کارش یعنی دوستت نداره!

گفتم:میدونم!!!!!

گفت:اون واسه همیشه تنهات میذاره!

گفتم:میدونم!!!!!

گفت:پس چرا دوستش داری؟چرا باهاش میمونی؟

گفتم:این تنها چیزیه که نمی دونم!!!!!!

نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت 13:39 توسط عاشق| |

به خودم قول میدهم كه فراموشـت كنم !
وقتی صبح می شود
تو را كه نه .... ولی !
قولم را فراموش می كنم ....!!!

نوشته شده در دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 13:49 توسط عاشق| |


نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390ساعت 19:18 توسط عاشق| |

ساکت که بمانی میرود به حساب جواب نداشتنت...

عمراً اگر بفهمند داری جان می کنی تا...

احترامشان رانگه داری...

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390ساعت 19:21 توسط عاشق| |

سیــاهی زیـر چشم هایـم را دوست دارم ..

جـای پای رفتن" تـــو"ست!


نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390ساعت 19:19 توسط عاشق| |

آدَمـے كه مـُنتَظر اسـَت هیـچ نِشانـے نـَدارد...

هیچ نشـان خاصــے ... !

فَقط با هر صـِدایـے بـَرمیگـَردد ...


نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت 23:55 توسط عاشق| |

یادت هست که (جناق) میشکستیم و میگفتیم ، 
یادم تو را فراموش!!!
 ولی امروز تمام (استخوان هایم)!
 شکسته باز هم تو را فراموش نکردم!
 همین...!

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 12:24 توسط عاشق| |

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 0:45 توسط عاشق| |

دوباره دلم برایت تنگ شده است ، دوباره دلم هوای تو را کرده است.
دلم میخواهد همیشه در کنارم باشی و من نیز برایت از عشق بگویم.
بگویم که خیلی برایم عزیزی ، برایم بهترینی.
دلم تنگ است و تو نیستی ، باید با این دلتنگی بسازم و بسوزم.
دلم تنگ است برای راه رفتن در کنارت ، دست گذاشتن در دستانت ، نگاه به آن چشمهای زیبایت.
فاصله بین من و تو غوغا می کند و این قلب را دلتنگتر می کند.
کاش در کنارم بودی ، خیلی دلم گرفته است.
وقتی دلم تنگ می شود در گوشه ای مینشینم و به یاد آن لحظه که در کنارمی اشک میریزم.
کاش همیشه در کنارم بودی و حتی یک لحظه نیز از من دور نمیشدی.
این دل بدجور بهانه تو را میگیرد ، نمی دانم چگونه با این دل بهانه گیرم بسازم!

دلم هوایت را کرده است ، تک تک ثانیه ها را میشمارد تا لحظه دیدار فرا رسد.
لحظه ای که همیشه برایم زیباترین لحظه زندگی ام بوده است.

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 0:44 توسط عاشق| |

دلم گرفته ای خدا دنیا برام یه زندونه
ببین تو این دنیای تو کسی با من نمی مونه

می خوام بگم خسته شدم از این همه غریبه ها
چرا نمی شه من بیام پیشه تو ای خدا خدا



به من می گفت دوستم داره اما حالا می گه برو

دیگه حالا تنها شدم دلم گرفته ای خدا

کاشکی می شد بهت بگم که من چقدر دوستش دارم

اما نمی دونم چرا اون دیگه دوستم نداره

می گه که من دوست دارم این کارا واسه خودته

نمی خوام این محبت که با یه دنیا غم باشه

دیشب تا صبح زار می زدم چرا که این طوری شده

حالا می خوام من بمیرم که شاید تورو ببینم

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 0:40 توسط عاشق| |

غریبه مواظبش باش که سپردمش به دستت

خدا نخواست قسمت من شه حتی اون خنده تلخش

غریبه نزاری عشقم تو حسرت خنده بمونه

ساعت نشه 12شب بزاریش تنها تو خونه

غریبه فکر نکنی ناراضیم یا که حسودم

عشق اون مرهم من بود واسه قلب کبودم

غریبه آرزو داشتم بشینم باهاش لب باغچه

نه اینکه کارت عروسیشو بزارم لب طاقچه


نوشته شده در دوشنبه پانزدهم اسفند 1390ساعت 22:44 توسط عاشق| |

زخمی بر پهلویم هست.

روزگار نمک می زند و من پیچ و تاب میخورم...

اما دیگران فکر میکنند که من

می رقصم...!

نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 22:22 توسط عاشق| |

اﺣﺘﯿﺎﺝ ﺩﺍﺭﻡ ﯾﮑﯽ ﺑﯿﺎﺩ ﺩﺭﻩ ﮔﻮﺷﻢ ﺑﮕﻪ: ﻫﯽ! ﻏﺼﻪ ﻧﺨﻮﺭ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﻢ

نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 21:59 توسط عاشق| |

شیشۀ نازک احساس مرا دست نزن !
چِندشم می شود از لکۀ انگشت دروغ …!!!
آن که میگفت که احساس مرا می فهمد ….
کو کجا رفت که احساس مرا خوب فروخت

نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 16:5 توسط عاشق| |

گفتی که...

ما به درد هم نمی خوریم....!

اما هرگز نفهمیدی....

من تو را...

برای دردهایم....

نمی خواستم...

نوشته شده در چهارشنبه دهم اسفند 1390ساعت 16:7 توسط عاشق| |

روزی مخاطب تمام جملاتت من بودم
نمی دانی چه درد سختی است خلع مقام شدن
نمی دانی چه سخت تر است دیدن ترفیع گرفتن دیگری !

نوشته شده در چهارشنبه دهم اسفند 1390ساعت 16:5 توسط عاشق| |

برای همه وقت هایی که مرا به خنده واداشتی.

برای همه وقت هایی که به حرف هایم گوش دادی.

برای همه وقت هایی که به من جرات و شهامت دادی.

برای همه وقت هایی که مرا در آغوش گرفتی.

برای همه وقت هایی که با من شریک شدی.

برای همه وقت هایی که خواستی در کنارم باشی.

برای همه وقت هایی که به من اعتماد کردی.

برای همه وقت هایی که مرا تحسین کردی.

برای همه وقت هایی که باعث راحتی و آسایش من بودی.

برای همه وقت هایی که گفتی “دوستت دارم

برای همه وقت هایی که در فکر من بودی.

برای همه وقت هایی که برایم شادی آوردی.

برای همه وقت هایی که به تو احتیاج داشتم و تو با من بودی.

برای همه وقت هایی که دلتنگم بودی.

برای همه وقت هایی که به من دلداری دادی.

برای همه وقت هایی که در چشمانم نگریستی و صدای قلبم را شنیدی.

به خاطر همه ی این ها هیچ وقت فراموش نکن که :

لبخند من به تو یعنی ” عاشقانه دوستت می دارم

آغوش من همیشه برای تو باز است.

همیشه برای گوش دادن به حرفهایت آمادگی دارم.

همیشه پشتیبانت هستم.

من مثل کتابی گشوده برایت خواهم بود.

فقط کافی است چیزی از من بخواهی ,

بلافاصله از آن تو خواهد شد.

می خواهم اوقاتم را در کنار تو باشم.

در دنیا تو از هرکسی برایم مهم تر هستی.

همیشه دوستت دارم چه به زبان بیاورم چه نیاورم.

تو همیشه برای من شادی می آوری به خصوص وقتی که لبخند بر لب داری.

من همیشه برای تو اینجا هستم و دلم برای تو تنگ است.

هر وقت که احتیاج به درد دل داشتی روی من حساب کن.

من هنوز در چشمانت گم شده هستم.

تو در تمام ضربان های قلبم حضور داری
نوشته شده در دوشنبه هشتم اسفند 1390ساعت 12:12 توسط عاشق| |

خدارو شکر که هستیبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com حتی دور...بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com
بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبرای من نباش، فقط باش!

نوشته شده در دوشنبه هشتم اسفند 1390ساعت 12:8 توسط عاشق| |

يكي بود يكي نبود يكي عاشق بود يكي نبود

يكي واسه يكي جون مي داد اي خدا داد و بيداد

يكي جز اون يكي كسي رو نداشت اون يكي اون رو دوست نداشت

يكي اسم يكي رو حك مي كرد  اون يكي اونو دك مي كرد

زير اين آسمون رنگي آخه تا كي دورنگي

يكي بود يكي نبود رسم دلاي سنگي

يكي دلش بي قرار بود اون يكي سر قرار بود

يكي هر روز مي شد ديوونه تر اي خدا شدم در به در

يكي همه رو بي اون نداشت اون يكي اون رو جا مي ذاشت

نوشته شده در شنبه ششم اسفند 1390ساعت 22:54 توسط عاشق| |

نيستي داغونم ، نه نميتونم زنده بمونم

نيستي زندگي سخته ، دلم سياه بخته ، عشقت يادم نرفته

نيستي تو روزگارم ، دستاتو كم دارم ، يه دنيا غم دارم

نيستي شبيه پاييزم ، هي به هم ميريزم ، از غصه لبريزم

نيستي زندگي بي رنگه ، ريتمش بي آهنگه ، دلم تنگه

نيستي توي سكوتم ، تو رو دارم كم ، با چشاي نم نم.

نوشته شده در شنبه ششم اسفند 1390ساعت 22:48 توسط عاشق| |


:قالبساز: :بهاربیست:

 فال حافظ - قالب وبلاگ

دریافت كد ساعت